کارمون شده توضیح چطوری رد شدن از فیلترینگ احمقانهی یک مشت ابله، این هم شده یک مدل گذران روزگار.
قرار است چهکاره شوم
عرض کنم خدمت شما که دروغ چرا، هزارمین یادداشت این وبلاگ قرار بود دربارهی بعد از ۸۸ باشد، بعد از روزهای شوم و عجیبی که بر این کشور گذشت، و قرارم با خودم این بود که بعد از آن، این هزارتا را بایگانی کنم و در آدرسی جدید، بنویسم از چیزهایی که میبینم، به عنوان یک آدم بعد از چهل سالگی.
اما تصمیمام عوض شد، تمام ۹۹۹ یادداشت منتشرشدهی وبلاگ را به پیشنویس تغییر وضعیت دادم و خیلی گزینشیطور و کمکم، آنهایی را که با نگاه آدم الانام مناسب است منتشر میکنم، و از این به بعد هم چیزهایی را مینویسم که با همین آدم تناسب دارد.
جوانتر بودم و جوگیرتر، هنوز هم جوگیر هستم اما خب، کمتر شده. بزرگتر شدهام اما عاقلتر و فهمیدهتر؟ نمیدانم، بعید هم نیست شده باشم، خدا را چه دیدی!
طول میکشد تا راه بیفتم، این باشد برای شروع.
تا بعد!
وزیر فراقانونی نفت
کابوس محمود
آیا همهی مشکلات کوچکسازی دولت حل شد؟
یه روز خوب میاد؟
گفتهاند و نوشتهاند و خواندهایم که «معلمی، شغل انبیاست». سالها پیش نبی خدا را به صلیب کشیدند، و دیروز معلمی را بر دار...
اگر امید داشته باشیم
As long as we have hope, we have direction, the energy to move, and the map to move by.
We have a hundred alternatives, a thousand paths and n infinity of dreams. Hopeful, we are halfway to where we want to go; Hopeless, we are lost forever.
تا زمانی که امید داریم، هم راه خود را گم نمیکنیم، هم انرژی داریم برای حرکت، و هم نقشهای برای طی مسیر.
همهی ما صدها راه جایگزین میشناسیم؛ هزاران راه، و بینهایت رویا و نقشه و آرزو.
اگر امید داشته باشیم، نیمی از راه را رفتهایم، اگر امید نداشته باشیم، تا ابد گمشدهایم.
نمیدانم چطور شد که این چند خط را دیدم. خیلی وقت پیش میبایست نقل قول میکردم از وبلاگ هزاران نقطه که حالا خصوصی شده و دسترسی ندارم بهش برای لینک دقیق یادداشت.